«اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَ فی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً»
photo #1
photo #2
photo #3
photo #4
photo #5
photo #6
photo #7
السلام علیک یا ابا صالح المهدی
لهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ
اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ
یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ
خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشکار شد و پرده از کارها برداشته شد و امید قطع شدو زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد و تویى یاور و شکوه بسوى تو است و اعتماد و تکیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد
آن زمامدارانى که پیرویشان را بر ما واجب کردى و بدین سبب مقام و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ایشان به ما گشایشى ده فورى و نزدیک مانند چشم بر هم زدن یا نزدیکتر اى محمد اى على اى على اى محمد
مرا کفایت کنید الزمان فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا همین ساعت همین ساعت هم اکنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترین مهربانان به حق محمد و آل پاکیزه اش
چرا درباره غیبت کتابی نمی‌نویسی؟
بسم الله الرحمن الرحیم
چرا درباره غیبت کتابی نمی‌نویسی؟


این مطلب ادامه دارد...
بسم الله الرحمن الرحیم

چرا درباره غیبت کتابی نمی‌نویسی؟

علی کریمی جهرمی
شیخ طوسی ره به واسطه، از مشایخ اهل قم نقل فرموده که: علی بن الحسین، پدر شیخ صدوق، دختر عموی خود را به همسری گرفت و از او فرزندی پیدا نکرد لذا نامه نوشت به ابوالقاسم حسین بن روح -رض که از حضرت ولی عصر(ع) بخواهد که دعا بفرماید تا خداوند، فرزندانی فقیه، روزی او فرماید پس جواب آمد که تو از این زن دارای فرزند نمی شوی و زود باشد که جاریه ای دیلمیه را مالک شوی که دو فرزند فقیه، از او نصیب تو گردد. ...

 

و بعد سه فرزند خداوند به او عطا فرمود یکی محمد - صدوق معروف - و دیگر حسین که این دو برادر دو فقیه ماهر بودند و روایاتی حفظ داشتند که دیگران ، از اهل قم ، حفظ نداشتند و دیگر برادر آنها به نام حسن که فرزند وسط به شمار می رفت و سرگرم به عبادت و زهد بود ولی از فقه بهره ای نداشت. محمد بن سوره قمی می گوید: هر گاه آن دو فرزند فقیه و بزرگ ابن بابویه روایتی را نقل می کردند مردم از حفظ آن دو تعجب می کردند و می گفتند این مرتبه و حالت ، امتیازی برای شما دو نفر است که به برکت دعای امام(ع) نصیب شما شده و این مطلب در میان اهل قم مستفیض و شایع بود. (1) حسین بن عبدالله می گوید: شنیدم که شیخ صدوق می فرمود: من به دعای صاحب الامر(ع) متولد شدم و بدین موضوع افتخار می کرد. (2) و از محقق بحرانی نقل شده که فرموده: شیخ صدوق ره و برادرش به دعای حضرت صاحب الامر(ع) متولد شدند. (3)

یکی از آثار قلمی رئیس المحدثین شیخ صدوق کتاب اکمال الدین اوست که پیرامون حضرت ولی عصر(ع) تالیف فرموده و وجود و غیبت امام زمان و ظهور آن حضرت را در این کتاب با اخبار اهل بیت مورد تحلیل قرارداده و اثبات می کند. وی در مقدمه کتاب یادشده راجع به انگیزه خودبرتالیف آن کتاب چنین می نگارد:چیزی که مرابه تالیف این کتاب واداشت، این بودکه چون به خواسته و مراد خودم که زیارت حضرت علی بن موسی الرضا(ع) بود، رسیدم به نیشابور آمدم و در آنجا اقامت کردم و مشاهده نمودم اکثر کسانی که به نزد من رفت و آمد می کردند راجع به جریان غیبت امام زمان(ع) دچار تحیر و سرگردانی شده و در امر قائم آل محمد(ص) ، به شبهه افتاده اند و از مسیر تسلیم و پذیرش به اظهار نظر و قیاس ، روی آورده اند. من برای ارشاد و هدایت آنان به راه راست، با ذکر اخباری که از پیغمبر و امامان: وارد شده کوشش و تلاش بسیار کردم . بعد از مدتی مردی بزرگ از اهل فضل و خرد به نام شیخ نجم الدین ابوسعید محمدبن الحسن از بخارا در شهر قم بر ما وارد شد. من از دیر زمان آرزوی ملاقات او را داشتم و برای جنبه دیانت و فکر استوار و اندیشه های بلند او مشتاق دیدارش بودم پس خدا را بر این نعمت و رسیدن به آرزویم و بر دوستی و محبت و صفای او شکر کردم، تا یک روز که با من مشغول صحبت بود نقل کرد که در بخارا به مردی از بزرگان فلاسفه واهل منطق برخورد کرده و از او درباره حضرت قائم سخنی را شنیده که موجب تحیر و شک و شبهه اش در موضوع غیبت امام زمان(ع) و انقطاع خبر آن حضرت شده است . من در اثبات وجود امام زمان(ع) مطالبی برای آن شخص فاضل و دوست با صفا گفتم و اخباری را از پیغمبر و ائمه: راجع به غیبت امام زمان(ع) برایش ذکر کردم که شک و شبهه اش مرتفع گردید و قلبش اطمینان یافت و در برابر این اخبار صحیحه کاملا تسلیم شد و از من درخواست کرد که برای او کتابی در این موضوع بنگارم و من وعده دادم که خواسته او را در آتیه انجام دهم. در این میان شبی درباره خانواده و فرزندان و برادران و نعمتی که شت سرگذاشته بودم، فکر می کردم ناگهان خواب بر من غلبه کرد. در خواب دیدم گویا در مکه ام و بر گرد بیت الله الحرام طواف می کنم و در دور هفتم می باشم و به نزد حجرالاسود آمده ام دست بدان می کشم و آن را می بوسم و می گویم:

«امانتی ادیتها و میثاقی تعاهدته لتشهد لی بالموافاة.»

امانت خود را ادا کرده و عهد و پیمانم را مواظبت نمودم تا به وفاداری من شهادت و گواهی دهی .

در این هنگام مولایم حضرت قائم(ع) را دیدم که بر درخانه کعبه ایستاده. من با قلب مشغول و فکر پریشان نزدیک شدم آن حضرت با فراست، راز درونم را از چهره ام دانست پس سلام کردم و جواب سلامم را دادند سپس فرمود:

«لم لا تصنف کتابا فی الغیبة حتی تکفی ما قدهمک؟»

چرا درباره غیبت کتابی تالیف نمی کنی تا اندوه دلت را برطرف کنی؟ عرض کردم: ای فرزند پیامبر، درباره غیبت چیزهایی تصنیف کرده ام.

فرمود: بدان روش و سبک ترا امر نمی کنم که کتاب بنویسی بلکه الان کتابی در غیبت بنویس و غیبتهایی را که پیامبران: داشته اند ذکر کن!

این را فرمودند و سپس رفتند. من هراس زده از خواب برخاستم و تا طلوع صبح به دعا و گریه و درد دل و شکایت مشغول بودم. صبح که فرا رسید; در پی امتثال امر ولی الله و حجت الهی شروع به تالیف این کتاب کردم در حالی که از خداوند،استعانت جسته و بر او توکل می کنم و از تقصیرات خود طلب آمرزش می نمایم. (4)

نقل از کتاب «عنایات حضرت مهدی موعود به علما»صص 46-42


پی نوشتها:
1. منتخب الاثر، ص 385.
2. همان جا.
3. مقدمه معانی الاخبار، طبع جدید، ص 13.
4. کمال الدین و تمام النعمة، صص 4-2.





 

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات